۱۶ ژوئن ۲۰۱۰

امروز دوستی داشت  تعریف می کرد از کسانی که او را عاشق بودند و کلن اینکه چقدر عاشق سینه چاک زیاد داشته و دارد، حالا من دارم فکر می کنم به اینکه من هیچ وقت عاشق سینه چاک نداشتم یا حتی یک عاشق غیر سینه چاک معمولی. خودم دوست داشتم شاعری، نویسنده یی ، چیزی باشد که بشوم منبع الهامش یا حتی کارمند ناچیز اداره یی که سر برج برایم پیرهنی بخرد و منتظر شود که بپوشم و برایش چرخ بزنم یا وقت فین فین سرماخوردگی یک کاسه سوپ دستم بدهد و برایم شلغم بپزد.
به هر حال من هم هیچ وقت شلغم دوست نداشته ام .