۱۸ مارس ۲۰۱۰

5

به سال يك هزار و سيصد و هشتاد و هشت  خورشيدي ...


من به ذرث قاطع(؟)-اينم از اون كلماته كه همه دوست دارن ازش استفداده كنن و هيشكي ام ديكته شو نمي دونه ها- اعلام مي كنم  كه امسال بدترين و نفرت انگيز ترين سال عمر من بود و رسمن هيچ اتفاق بدي نمونده كه توش نيفتاده باشه. به هر حال گذشت و تموم شد و رفت و خاطره شد.
 سال جديد سال ببرِ، سال ِ منِ و ... بگذريم. خيلي دلمو خوش كردم بهش ،  خيلي اميد بستم،‌ نمي دونم چرا ولي همش فكر مي كنم اين هشتاد و هشتِ منحوس كه تموم شه يه خبرايي مي شه تو زندگيم بسي عالي. به هر حال يك وقت هايي هم بايد از همان فرمولِ  توكل استفاده كرد.
اين هم شعري از قيصر امين پور براي بدرقه ي هشتاد و هشت ِ لعنتي
 هر دم دردی، از پی دردی، ای سال!
 با این دل ناتوان چه کردی ای سال!
 رفتی و گذشتن تو یک عمر گذشت
 صد سال سیاه برنگردی ای سال !
پ.ن: با این سوزی که امین‌پور از آن “سال” حرف زده ، عميقن خوشحالم که امسال را ندید!