۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۰

Sad but true


من اخیرن متوجه این نکته ی کثیف در خودم شده ام و می آیم اینجا به شما آدم های زندگی ام می گویم که بار گناهم کمتر شود بلکه! آن هم این است که من موقع استعمال فیلم ها و کتاب ها و آهنگ های آدم حسابیانه، یه بخشی، نه بخش خیلی عمده ای البته ، -ولی به هر حال به طرز غم انگیزی نمیشه منکرش بود- یه قسمتی از انگیزه ام اینه که خب به هر حال این پدیده ی آدم حسابیانه ایه و شعور آدمو افزایش می ده بعضن و توو  رزومه ی فرهیختگی ِ آدم ثبت می شه و تبدیل می شه به حرف مشترک با چارتا آدم دل پذیر و تازه حتا دیگه اون دیالوگ نفرت انگیز اینو دیدی؟ نــــــه .. اونو خوندی؟ نـــــــــه.. فلانی و میشناسی؟ نه... رو هم نداری. من شرمندم. من متاسفم. من جدن خودمم فک نمی کردم همچین آدم ضایع افتضاح ِ دیگر فریبی باشم. من به همتون حق می دم که با من قطع رابطه کنین.
بعد از وقتی متوجه ِ این انگیزه ی کثیف ریاکارانه در خودم شدم با این که مقدارشم زیاد نیست اصن روم نمی شه دیگه خودمو توو آینه نگاه کنم و خیلی سخت گیرانه تنبیه برای خودم وضع کردم که عبارت است از خودمو بستن به میم مودب پور و تکین حمزه لو ، باشد که تنبیه شوم و از این به بعد ریا نکنم که فعالیت روشنفکرانه همینجوریش چیز ِ نفرت انگیزی هست ، چه برسه به این که ریا هم قاطیش باشه!